تبليغاتX
ازهر دری سخنی

ازهر دری سخنی

 

 

مخواه از من که دست از این جنون سرخ بردارم

که بر دوش کبود خاطرات خویش آوارم

غزل پردازی دریا حرامم باد بعد از تو

که بر ساحل چشم غریبی پایی بگذارم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 11:3  توسط قلندری  |